حسن حسن زاده آملى
75
طب و طبيب و تشريح ( فارسى )
قديما و حديثا از اهل كتابند . [ وجوه جواز تشريح ميّت انسان در شرع ] در جواز تشريح ميّت انسان به طريق شرعى ، كه بدان تمسك نمودهاند نياز به بسط سئوال است كه مرادشان از طريق شرعى در تجويز تشريح چيست ؟ در بادى نظر وجوهى احتمال مىرود : 1 - مراد اين باشد كه در صورت تمكّن و دسترسى به ميّت غير مسلمان ، تشريح آن منع شرعى ندارد . لذا مشرّح مسلمان به تشريح ميت كافر ، نه گناهى را مرتكب مىشود و نه ديهاى به دو تعلق مىگيرد . اين وجه نظرى صحيح و بىدغدغه است . 2 - و يا منظور اين باشد كه مباشر عمل ديگرى است ، يعنى بدن ميت را ديگرى تشريح مىكند و اين شخص عمل او را مىبيند و لاجرم بدان تعليم مىگيرد و به تشريح آگاه مىشود . و اگر اشكالى شرعى روى آورد متوجه بدان مباشر عمل است نه بدين شخص ناظر عمل . چنانكه مرحوم طبيب على بن زين العابدين همدانى در كتاب جواهر التشريح گويد : « در شهر پاريس كه مؤلف مقيم بود هر ساعت بر جمعى كه مشغول تشريح بودند مىگذشتم و آنچه از اعمال آنها تازگى داشت به امعان نظر مىنگريستم و آنچه را نمىدانستم مىپرسيدم . و همه روزه پس از فراغ از تشريح از چهار ساعت بعد از ظهر الى غروب آفتاب نيز در مدرس آن مدرسه قطعه تشريحى كه تازگى داشت مثل عظام و عضلات باطن گوش يا يكى از طبقات و ساير اجزاى چشم ، يا جزئى از اجزاء دماغ ، يا مفصلى از مفاصل و امثال آنها را حاضر كرده درس مىگفتند ، و فعلا به همه نشان مىدادند مىديديم . . . » « 1 » .
--> ( 1 ) - جواهر التشريح - ط 1 - چاپ سنگى - ص 4 و 5 .